تبلیغات
كانگ فو اماج قدرت انسانهاست و انسان های قدرتمند تجاوزگر نیستند بلكه هر چه تجاوز و بیدادگری است در روح ضعیف انسانی است............كانگ فو یك هنر است تا تعلیم بدنی،هنر خود سازی،خودشناسی،هنر خوبی كردن و هنر خدا شناسی را می آموزد............كانگ فو بایستی مثل گلی كه روحش از هر احساس یا هوسی پاك است همواره رشد كند............طریقت ما راه نشان دادن قدرت ما نیست بلكه راه نشان دادن ضعف انسان هاست............كانگ فو جای هوسبازان ناپاك نیست،پس بیدار باشید............همراه کانگ فو را باید در دل همراهان با ایمان و در عمل راهدانان راهمان باید یافت . مواظب راهدان نما ها و گمراهان و دمراهان باشید............در طریقت ما همراهان با اندیشه و افکار و در نهایت با کردارشان معنا پیدا میکند نه با ضربات مشت و لگد،واعتقاد همراهان در چسباندن شاهرگ ها بیکدیگر نیست،در معنا کردن حرمتها و ساختن ها در ورای سوختنهاست............در طریقت دانایی سستی نشان کفر است در هر لحظه از زمان بیدار و هوشیار باشید............طریقت ما پرورشگاه همراهان سمایی برای مردمان جهانیست.در تاریکی شب به تولد اندیشه ها و جرقه ی صاعقه ی افکار خودسازی به ذن ............طریقت ما مکتب آموزش آموزکاران فرداست............گفتن جمله ی همراه چه سخت آسان،پشت همراه ماندن چه سخت،پیمان بستن چه آسان ،پای پیمان ماندن چه سخت!............
كانگ فو توآ 21 معبد تبریز - یین - یان و پنج عنصر قسمت سوم

یین - یان و پنج عنصر قسمت سوم

چهارشنبه 1389/11/6 16:36

نویسنده : یك همراه ناشناس


یین و یان بعنوان راهنمای تشخیص بالینی و درمان

علت ریشه    ای بروز و پیشرفت بیماری، عدم تعادل بین یین و یان است. یین - یان، اساس افتراق سندروم    ها توسط هشت اصل زیر است: یین و یان، درونی و برونی (exterior    )، سردی و گرمی، کمبود و زیادبود، بیرونی، گرمی و زیادبود، یان بوده و درونی، سردی و کمبود یین می    باشند. با استفاده از این اصول می    توان وضعیت های بالینی مختلف را ساده کرده و به تشخیص صحیح رسید. روش درمانی در طب سوزنی که همان سوزن زدن به نقاط مناسب است، برای تنظیم تعادل qiی یین و یان میباشد. کاربرد بالینی نظریه یین - یان هم برای انتخاب نقاط مهم بوده و هم اصول درمان را تعیین میکند. برای مثال، انتخاب چند نقطه از مریدینهایی که بصورت داخلی و خارجی با یکدیگر در ارتباطند، و  همینطور استفاده توأم از نقاط Yuan-Primary و Luo-Connecting در طبابت بالینی، کاربرد وسیعی دارد. در هر دوی این روشها نقاطی از مریدینهای یین و یان انتخاب شده است. علاوه بر این نقاط Back - Shu و نقاط Front - Mu غالباً برای درمان بیماری ارگانهای زانگ - فو انتخاب میشوند، که نقاط اول مخصوص ارگانهای زانگ و نقاط دوم مربوط به ارگانهای فو است.  به همین ترتیب، استفاده توأم از نقاط Back-Shu و Front-Mu برای تنظیم زیادبود یا کمبود یین و یان به کار میرود (نقاط اول مربوط به بیماریهای یان و نقاط دوم مخصوص بیماریهای یین میباشند). برای بیمارهای یین سوزن را عمیقاً فرو برده و مدتی نگه می

داریم ولی برای بیماریهای یان، عمق ورود سوزن کم بوده و نیاز به نگه داشتن ندارد.

بدین ترتیب مشاهده میشود که در طب سوزنی، مریدینها، نقاط و تکنیکهای سوزن زدن، ارتباط نزدیکی با نظریه یین و یان داشته و بر نقش حیاتی یین و یان در عمل و نظر هر دو تأکید میکنند.

ج - پنج عنصر

در تاریخ فلسفة چین، پنج عنصر به پنج مادة اصلی موجود در طبیعت اطلاق میشود که عبارتند از : چوب، آتش، خاک، فلز و آب. نظریة پنج عنصر، سرش تمام پدیدههای موجود در جهان هستی را مرتبط با سرشت چوب، آتش، فلز، خاک یا آب میداند و این عناصر را در یک وضعیت دائمی حرکت و تغییر فرض میکند. این نظریه در زمان سلسله یین و Zhou (قرن شانزدهم تا ۲۲۱ قبل از میلاد) عنوان شده است و جرقة ذهنی آن ناشی از ساده نگرشی مردم باستانی چین در زندگی و مشاهدة پدیدههای جهان هستی بوده است. مردم چین باستان با نگاه به تظاهر سادة طبیعت درسهای بزرگ میگرفتند. در کتاب دائو دِ جینگ که مربوط به صدها سال قبل از میلاد مسیح میباشد در قالب سرودی آب و طبیعت و خصلت آب را اینگونه توضیح میدهد:

«در جهان رامترین آبست»

«اما سپهداری است سرکش»

«بر سخت چیره آید و بر سرکش رام»

«کیست کین نداند »

«کیست این به کار نبندد»

و در قالب چنین تصوری از طبیعت بود که چینیها بعد از دریافت این مطلب ساده که طبیعت از پنج عنصر آب، چوب، فلز، خاک و آتش تشکیل یافته است، تئوری گسترده و جالب پنج عنصر را تبیین کردند. پنج عنصر علیرغم سرشتهای متفاوت و مستقل از یکدیگر، به یکدیگر وابسته بوده و انفکاک ناپذیرند. تصور اولیة پنج عنصر بعداً بصورت کاملتر و پیچیدهتری درآمده و همراه با نظریه یین - یان، بعنوان یک روش دست‌مایة فرضی برای فهم و تجزیه تمام پدیدهها درآمده ووارد تفکر تمام فرقههای آکادمیک آن زمان شد. به همین ترتیب، این نظریه در طب سنتی چین هم رسوخ کرده و در توصیف سرشت ارگانهای زانگ - فو ، ارتباط بین آنها و ارتباط بین انسان و پدیدههای طبیعی، به کار رفت. طبق این تئوری هر یک از این پنج عنصر    سرشت، طبیعت و خصلت مخصوص به خود دارد که باید به آنها توجه شود. مثلاً فلز تنها به عنوان یک شیء دیده نمیشود بلکه طبع و خصلت آن در برندگی، سختی، سنگینی و زاده شدن از خاک و غیره نیز باید مورد توجه قرار گیرد. اشیاء و موجودات از ترکیب این عناصر بوجود آمدهاند و بسته به این که کدام یک از  عناصر تشکیل دهندة برتری داشته باشد خصوصیات و رفتار آن را بروز میدهد.

انسان نیز به عنوان جزئی از طبیعت مشمول این تئوری میشود و ارگانها و اندامهای بدن انسان هر یک نشاندهندة یکی از عناصر و طبایع پنجگانة فوق است. این پنج عنصر بصورت چرخهای در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته و بر هم اثر میگذارند و در حقیقت دارای حرکت میباشند. این حرکت و تأثیرگذاری به چهار فرم دیده میشود که دو فرم آن تأثیرگذاری طبیعی (فیزیولوژیک) و دو فرم آن تأثیرگذاری مرضی (پاتولوژیک) میباشد که در جای خود مورد بحث قرار خواهد گرفت.

۱- دسته بندی پدیده ها براساس پنج عنصر

مردم چین متوجه شده بودند عناصر چوب، آتش، خاک، فلز و آب که برای زندگی روزمرة آنها لازم و ضروری هستند ، سرشتهای متفاوت دارند. برای مثال خاصیت چوب، رشد و باروری است. خاصیت آتش تولید حرارت و شعله است، خاصیت خاک اهداء زندگی به همه چیز است. خاصیت فلز، نزول (descend) و صافی است و خاصیت آب، سرد بودن و جریان رو به پایین است. پزشکان آن زمان، نظریة پنج عنصر را در زمینة فیزیولوژی و پاتولوژی بافتها و ارگانهای زانگ - فو در بدن انسان، گسترش داده و تمام پدیدههای موجود در جهان طبیعت را به نوعی مرتبط با زندگی انسان دانستند و با استفاده از علم قیاس، تمام آنها را براساس شباهت طبیعت،عملکرد و شکلشان به پنج عنصر ، تقسیم بندی کردند.

۲- قانون حرکت پنج عنصر

قانون حرکت پنج عنصر به پنج طریق زیر نمایان می شود: تقویت فیمابین (interpromoting) کنترل کنندگی (interacting)، بیش تأثیری (overacting)، تأثیر معکوس (counteracting)،و تداخل متقابل بین مادر و پسر .

رابطة اول رابطة تقویت و زایندگی است. یعنی هر عنصر طبق چرخة نشان داده شده در شکل ۳-۲ عنصر بعدی خود را تقویت میکند. تقویت، اشاره بر تحریک رشد دارد. آب چوب را، و چوب آتش را تقویت میکند و آتش از طریق ایجاد خاکستر خاک را و خاک فلز را و فلز با ذوب شدن آب را تقویت میکند. این تقویت فیمابین، بعنوان ارتباط مادر و پسر شناخته شده است به ترتیبی که هر عنصر ، «پسر» عنصری است که آن را تقویت کرده است و «مادر» ، عنصر تقویت کننده است. رابطة بعدی رابطة کنترل کنندگی است یعنی هر عنصر یک در میان عنصر دیگر را کنترل طبیعی می کند. تأثیرگذاری (acting)، به معنی تحت کنترل درآوردن یا محدود کردن است، در رابطة کنترل کنندگی عناصر، چوب بصورت گیاه و درخت از طریق گرفتن انرژی از خاک، خاک را، خاک آب را، آب آتش را و آتش فلز را و فلز در قالب یک ابزار ، چوب را کنترل میکند. در اینجا هر یک از ۵ عنصر، قادر به کنترل عنصر دیگر و تحت کنترل قرار گرفتن عنصری دیگر میباشند.

براساس تئوری پنج عنصر، کلیه طبیعت آب، کبد طبیعت چوب، قلب طبیعت آتش، طحال طبیعت خاک و ریه طبیعت فلز دارد. بنابراین ارگانهای ذکر شده نیز طبق چخة نشان داده شده بر یکدیگر اثر تقویت و کنترل کنندگی دارند.

تقویت و کنترل ، دو خاصیت جدا نشدنی و ضروری در بین پنج عنصر هستند که بدون وجود آنها رشد و تکاملی وجود نخواهد داشت و رشدها کنترل نخواهد شد. هر زمان که یکی از پنج عنصر دچار نقصان یا فزونی شود، تقویت و تأثیر فیمابین دچار اختلال و ناهنجاری خواهد شد، که تحت عناوین بیش‌تأثیری و کم‌تأثیری شناخته میشوند. تأثیر متقابل بین عنصر مادر و عنصر پسر عبارتست از تأثیر تقویت کنندگی غیرطبیعی از طرف مادر بر پسر و یا از طرف پسر بر مادر اعمال میشود. مثلاً در حالت طبیعی، آب اثر تقویتکنندگی بر چوب دارد و چوب توسط آب تقویت میشود، ولی در صورت بروز تأثیر متقابل، هم آب بر چوب تأثیر مضر دارد و هم چوب بر آب تأثیر مضر خواهد داشت.

برای درک بهتر روابط بیش‌تأثیری (overacting) و رابطة تأثیر معکوس (counteracting) ذکر چند مثال ضروری به نظر میرسد . فرض کنیم بناب به دلایلی نیروی حیاتی قلب کاهش یابد. یعنی کبد بنا به دلایلی نتواند تأثثر تقویت کنندگی را روی قلب اعمال کند. در این تأثیر کنترلکنندگی کلیه روی قلب تعادل خود را از دست میدهد و چون نیروی حیاتی قلب ضعیف شده است، نیروی حیاتی کلیه یک تقویت‌شدگی کاذب و غیرطبیعی پیدا میکند. این رابطه (بیش تأثیری) یک رابطة پاتولوژیک است. همچنین اگر به دلایلی نیروی حیاتی ارگانی افزایش یابد، ارگان تعدیل کنندة این ارگان بطور کاذب  و غیرطبیعی تضعیف میگردد. مثلاً اگر انرژی حیاتی قلب به دلیلی افزایش یابد و کنترل نشود، انرژی حیاتی ارگان تعدیل کنندة قلب یعنی کلیه به طور بیمارگونهای تضعیف میشود (تأثیرمعکوس ).




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -